زندگی نیروانا

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢۸ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ توسط نیروانا نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ساعت ٩:٥۸ ‎ق.ظ توسط نیروانا نظرات ()

امیدوارم که پست قبل کسی رو ناراحت نکرده باشه . البته فکر کنم بعد از این همه مدت دوست جونها از من به یه شناخت نسبی رسیده باشن که تو فاز کل کل و ناراحت کردن و بی احترامی اصلا نیستم .

هدف من از پست قبل یه جورهایی رسیدن به این مطلب بود که به نظر شما ها الان چند درصد پسرا بکا*رت همسرشون براشون مهم نیست که نتونستم خیلی به جوابم برسم . البته شاید باید پسرها جواب این سوال رو بدن ولی خب هرکدوم ما دور و ورمون دوست و رفیقهایی داریم که عروسی کردن یا نظر شوهر و دوست پسرهامون رو میدونیم . از کامنت ها من بیشتر به این نتیجه رسیدم که اهمیت این موضوع هنوز که هنوز خیلی پر رنگه و برای بیشتریها مهمه .

میدونم که هنوز برای خیلی از دخترها هم این موضوع بی نهایت مهمه و خودشون از اینکه بخوان با کسی قبل از عروسی رابطه داشته باشن بدشون میاد یا حتی فکر میکنن که اگه یه رابطه سطحی هم داشته باشن ممکنه بعدا عذاب وجدان بگیرن . عذاب وجدان که هیچ رقمه من ممکن نیست بگیرم چون من قبلا یه کاری کردم و از کاری هم که کردم هیچ رقمه پشیمون نیستم . اگه نظرم اینه که باید طرفم بدونه که من قبلا با کسی رابطه داشتم علتش اینه که کاری که کردم رو اصلا بد و زشت نمیدونم . حالا شرایط و خانواده و اجتماع کنونی پهنون کاری رو رواج میده بحثش جداست . 

من که یه دخترم این موضوع اصلا برام اهمیتی نداره و اگه یه دختری الان بخواد بیاد و زن داداشه من بشه من هیچ وقت به داداشم نمیگم ببرش دکتر . یا حتی اگه بدونم دختره قبلا کاری کرده امکان نداره به داداشم بگم . یا اگه داداشم نظر منو بخواد من بهش میگم که این موضوع نمیتونه تضمینی برای خوشبختی یا بدبختی باشه .

راستش نظر من کلا اینه که حتما قبل از اینکه با کسی ازدواج کنم باهاش رابطه دوستی و سفر و مهمونی و س* کس داشته باشم . حالا اینکه این موضوع برای من پیش بیاد یا نه رو نمیدونم ولی خب ازدواج ایده آل من باید از این فیلتر ها رد شده باشه حالا ممکنه هیچ وقت اینطوری نشه و من از یه ازدواج سنتی راضی باشم و یا برعکس . بهرحال عشق و علاقه ای که ممکنه در آینده بین دونفر ایجاد شه و  یا از بین بره رو هیچ چیزی نمیتونه تضمین کنه . یه عالمه عشق آتشین به دیوار خورده و نخورده و یه عالمه عروسی سنتی موفق و ناموفق هست و هیچ آمار و تجربه ای تو این زمینه نمیتونه مطلق باشه .

بعضی ها بهم گفته بودن که بیشتر دخترهایی که میشانسن همه ورج**ین هستن ولی راستش این چیزی یه که من کمتر دور و ورم میبنم . نه اینکه منظورم به دوستای نزدیکم باشه ها ... مثلا من هروقت میرم مطب دکتر زنان اونجا با خیلی دخترها حرف میزنم که میفهمم ازدواج نکردن . توی باشگاه میبنم که دخترها به آسونی از رابطه و یا ناراحتی هاشون در این زمینه حرف میزنن . مثلا میرم آرایشگاه و میبینم که مثلا دختر آرایشگره یا مشتری های آرایشگاه به راحتی و بدون شناخت از من با من در این مورد به آسونی حرف میزنن ... 

نمیخوام بگم که این داستان همه گیر شده ولی از اونی که همه فکر میکنن خیلی بیشتره و شاید اگه من با یه دختری در حد مطب دکتر یا آرایشگاه آشنا میشم ، به نظرشون منم مثل خودشون میام که به راحتی با من حرف میزنن و درد دل میکنن .

برای خود من شده که توی مطب دکتر زنان با یه خانمی همسن و سال خودم کنار هم نشسته بودیم و دوست شدیم . از حالت و مدل و رفتار و حرفاش معلوم بود که با من فرق داره ( از نظر طرز تفکر در مورد این موضوع ) منم بهش نگفتم که ازدواج نکردم . الکی گفتم عروسی کردم و سنتی عروسی کردم و زنه میگفت ' دخترها چقدر بد شدن و منم میگفتم : اره بابا ! زمون ما کی این مدلی بود ...

یه موقع ها هم پیش اومده که با دخترهایی که تو همین شرایط های لحظه ای باهم دوست شدیم راستش رو گفتم ...

البته همونطوری که تو پست قبلم گفتم دایره ارتباطات آدمها بسته به علایق و شرایطشون زمین تا آسمون فرق میکنه و شاید برای همینه که من دخترهای این مدلی رو بیشتر از بعضی های دیگه میبینم .

بهر حال بحث و اختلاف نظر تو این موضوع یه چیز کاملا طبیعی یه و اصلا انتهایی نداره ولی من مطمئنم که آخر زرنگی رو راستی یه و شروع کردن یه زندگی با دورغ بهرحال مشکلات و دلشورهای مخصوص خودش رو داره . امیدوارم که من هیچ وقت مجبور نشم زندگی ام رو با همچین دورغی پیش ببرم .

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢۱ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ توسط نیروانا نظرات ()

نیروانا جان من از صداقتی که تو نوشته هاته خیلی خوشم میاد.منم متولد 60 هستم و 7 ساله که ازدواج کردم.
یه چیزی که برا م سواله اینه که( ببخشیدا ناراحت میشی جوابم و نده.) تو یا هر (دختری )که با دوست پسرات رابطه داری وقتی بخوای ازدواج کنی اگه طرف خواستگار باشه بهش می گی؟ یا اگه با پسری دوست باشی و بخواین ازدواج کنین که می دونه قبل اون با یکی دیگه رابطه داشتی. قبول میکنه؟
من چون خیلی وقت پیش ازدواج کردم هنوز مثل اون زمان فکر میکنم که خوب هیشکی قبول نمی کرد.می خوام بدونم الان پسرا قبول می کنن که زنی که می خوان بگیرن دختر نباشه یا قبلا رابطه داشته؟

این نوشته بالا یه کامنت خصوصی بود برای من . من اصلا و ابدا از این سواله ناراحت نشدم و اینکه خواستم براش یه پست بنویسم شاید علتش اینه که فکر میکنم که سوال خیلی از دوستای دیگه هم باشه . البته جواب این سوال رو تشویق و ترغیب به رابطه های قبل از ازدواج از طرف من ندونین . دایره افکار و ارتباطات هرکسی بسته به شرایط زندگیش فرق داره و مسلماَ آدمهایی که تو زندگی من یا دور و وریهام که مثل خودم هستن میان ممکنه با آدمهای زندگی و دور و ور و فامیل شما فرق کنن . برای همین این پست نمیشه نسخه ای باشه که برای همه بشه پیچید . صرفا یه نظر شخصی منه و البته من خیلی دوست دارم که تو کامنتدونی هم شماها نظرها و تجربه هایی خودتون یا دوستهاتون داشتین رو بنویسین . 

من به شخصه وقتی با یه پسری دوست شم که بخوام تو زندگیم نگهش دارم حقیقت رو راجع رابطه قبلی که داشتم بهش میگم . نمیشنم سیر تا پیاز قضیه رو تعریف کنم ها ! من اصولا میگم که یه دوست پسر داشتم که سالها باهم دوست بودیم و تازه قصد عروسی هم داشتیم ولی دیگه قسمت نبوده و نشده خیلی هم از نظر جزئیاتی وارد داستان نمیشم و از این دوست پسر خیالی چندین ساله هم چیز خاصی تعریف نمیکنم و تازه بدیش رو هم نمیگم . میگم بعض ( به از ) تو نباشه خیلی پسر خوبی بود ولی دیگه قسمت نشد و اینا . حالا طرف خیلی گیر باشه که چرا قسمت نشد میگم از نظر خانوادگی نتونستیم کنار بیائیم . (‌الکی )

بعدش هم میگم که باهاش رابطه نزدیک داشتم دیگه . من نمیتونم دورغ بگم که قبلا هیچ کاری نکردم و سرم رو از روی جانماز بلند کردم و تو رو دیدم و این حرفا . شاید به بعضی ها این حرفا بیاد ولی خب نمیدونم چرا اصلا به من نمیاد ؟!؟! تازه اگه دورغ بگی به این گنده گی هر آن ممکنه که گندش در بیاد و اون موقع هی بدتر و بدتر میشه . اگه هم یه موقع بخوایی با این شخص جدید ارتباط نزدیک برقرار کنی یارو خر که نیست ! میفهمه که بار اولت نیست دیگه . اونوقت دیگه از زشت هم زشت تره و طرف فکر میکنه که تو میخواستی خودت رو بندازی بهش .

ولی در مورد خواستگار داستان خیلی فرق میکنه . شاید یکی از چیزهایی که من بدم میاد با خواستگار عروسی کنم همین داستانه ولی چون اصولا خواستگارها از طریق فک و فامیل معرفی میشن و در نود و نه درصد مواقع کسی میره خواستگاری سنتی که این حرفا براش مهم باشه دیگه وگرنه آدم بی دوست دختر که تو دنیا نداریم . به نظر من بیشتر اون پسرهایی به عروسی سنتی علاقه دارن که خودشون رفتن عشق و حال رو کردن و حالا میگن بریم یه دختر آفتاب مهتاب ندیده بگیریم . اینطور آدمها که بصورت سنتی بیان خواستگاری که نمیشه راستش رو بهشون بگی ! چون : 

اولا : عروسی احتمالی بهم میخوره 

دوماَ : میره به خار مادرش میگه و اونم به رابط خواستگاری میگه و دیگه ...

آبرو تو تمام فک فامیل میره و هیچ بنی بشری هم نمیاد خواستگاری . درسته این چیزها بین دختر و پسرها داره جا میفته ولی هنوز تو خانواده ها و مامان باباها جا نیفتاده . تازه اگه یه مامانی هم بدونه دوست نداره که از بقیه این حرف رو بشنوه .

من خیلی ها رو دیدم که سنتی ازدواج کردن و با××کره نبودن . رفتن دکتر و مشکلشون با یه هزینه معمولی حل کردن و آبرو خودشون و خونواده شون رو خریدن . این راه حل هم واسه داماد های گیر که عروس رو میبرن دکتر اصلا جواب نمیده . اگه خانواده تون مدل دکتر بردنی هست حواستون به آینده تون باشه !!

تو خانواده ما من تاحالا ندیدم که عروس رو ببرن دکتر . زن دایی من که حدود 15-16 سال پیش عروس خانواده مامانم اینا شد ، خودش با عمه اش رفته بود دکتر و یه گواهی گرفته بود و داده بود به خانواده مامانم اینا . مامان اینام هم گفته بودن : این کارها چیه ؟ ما به ایکس جون اطمینان کامل داریم که اومدیم گرفتیمش دیگه !

من تا حالا برام پیش نیومده که ببینم یه پسری بخواد زن بگیره و اولین معیارش بکارت باشه . ( میگم که دامنه ارتباطات آدمها مختلف ه ) خیلی از دوستای من ازدواج کردن با دوست پسرهاشون و پسرها هم میدونستن که اینا قبلاً این رابطه رو تجربه کردن . خیلی دوست دارم بدونم نظر عموم پسرها نسبت به این داستان چیه . به نسبت سن پسرها این موضوع خیلی خیلی فرق میکنه . هرچی سن پسرها کمتر باشه حساسیتشون روی این موضوع بیشتر میشه . البته خب اینکه یه دختر 30 ساله قبلا یه رابطه ای داشته باشه با اینکه یه دختر 18-19 ساله قبلا این تجربه رو داشته باشه فرق میکنه دیگه . اگه سن شروع دوست پسر بازی رو از 20 بگیریم تا 30 سالگی حدود 10 سال وقته . 10 سال خودش یه عمره و هر احتمالی توش میره . 

یه آماری که من از دخترها به دست آوردم ( تو رو خدا به کسی بی احترامی نشه ها ) دیگه اصلا دختر ( از نظر باکره گی ) نمیبینم . الان من میرم باشگاه و با کلی دختر اونجا دوست شدم . تو محل کارم با بعضی ها خودمونی شدم ( تازه محل کار یه جوری یه که دخترها خودشون رو لو نمیدن و رازهاشون رو نمیگن ) دخترهایی که تو مهمونی ها یا مسافرتها از طریق دوست پسرهاشون میان و شبها میرن بغل دوست پسرهاشون میخوابن و ... اصلا راستش من یه جورهایی تو سن های 25 به بالا دیگه باکره نمیبینم . نه اینکه بگم اصلا نیست ها ولی خب درصدش خیلی کم شده . بهر حال همه اینا عروسی میکنن دیگه . از همین جا نتیجه میگیرم که این موضوع بین پسرها داره یه جورهایی جا میفته . درسته هیچ کدوم از دوست پسرهای من با من عروسی نکردن ولی بیشتر ازدواجها الان دوست دختر پسری یه و من دور و ورم کمتر عروسی سنتی میبینم .

البته این موضوع که اگه پسری دختری رو بخواد تحت هر شرایطی میره باهاش ازدواج میکنه به من ثابت شده ولی بازهم دوست دارم از تجربه ها و نظرهای شما ها با خبر شم . بازهم میگم که این پست تجربه و نظر شخصی من با توجه به شرایط و محل زندگی و آدمهای دور و ور منه .

فکر کنم ممکنه که نظر ها خیلی مختلف باشه . برای همین میخوایین تو کامنتدونی اسم واقعی یا آدرس وبلاگهاتون رو نذارین .

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٩ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ توسط نیروانا نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٧ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ توسط نیروانا نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٧ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ توسط نیروانا نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٥ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ توسط نیروانا نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ توسط نیروانا نظرات ()


Design By : Pichak