زندگی نیروانا
نیروانا جان من از صداقتی که تو نوشته هاته خیلی خوشم میاد.منم متولد 60 هستم و 7 ساله که ازدواج کردم. این نوشته بالا یه کامنت خصوصی بود برای من . من اصلا و ابدا از این سواله ناراحت نشدم و اینکه خواستم براش یه پست بنویسم شاید علتش اینه که فکر میکنم که سوال خیلی از دوستای دیگه هم باشه . البته جواب این سوال رو تشویق و ترغیب به رابطه های قبل از ازدواج از طرف من ندونین . دایره افکار و ارتباطات هرکسی بسته به شرایط زندگیش فرق داره و مسلماَ آدمهایی که تو زندگی من یا دور و وریهام که مثل خودم هستن میان ممکنه با آدمهای زندگی و دور و ور و فامیل شما فرق کنن . برای همین این پست نمیشه نسخه ای باشه که برای همه بشه پیچید . صرفا یه نظر شخصی منه و البته من خیلی دوست دارم که تو کامنتدونی هم شماها نظرها و تجربه هایی خودتون یا دوستهاتون داشتین رو بنویسین . من به شخصه وقتی با یه پسری دوست شم که بخوام تو زندگیم نگهش دارم حقیقت رو راجع رابطه قبلی که داشتم بهش میگم . نمیشنم سیر تا پیاز قضیه رو تعریف کنم ها ! من اصولا میگم که یه دوست پسر داشتم که سالها باهم دوست بودیم و تازه قصد عروسی هم داشتیم ولی دیگه قسمت نبوده و نشده خیلی هم از نظر جزئیاتی وارد داستان نمیشم و از این دوست پسر خیالی چندین ساله هم چیز خاصی تعریف نمیکنم و تازه بدیش رو هم نمیگم . میگم بعض ( به از ) تو نباشه خیلی پسر خوبی بود ولی دیگه قسمت نشد و اینا . حالا طرف خیلی گیر باشه که چرا قسمت نشد میگم از نظر خانوادگی نتونستیم کنار بیائیم . (الکی ) بعدش هم میگم که باهاش رابطه نزدیک داشتم دیگه . من نمیتونم دورغ بگم که قبلا هیچ کاری نکردم و سرم رو از روی جانماز بلند کردم و تو رو دیدم و این حرفا . شاید به بعضی ها این حرفا بیاد ولی خب نمیدونم چرا اصلا به من نمیاد ؟!؟! تازه اگه دورغ بگی به این گنده گی هر آن ممکنه که گندش در بیاد و اون موقع هی بدتر و بدتر میشه . اگه هم یه موقع بخوایی با این شخص جدید ارتباط نزدیک برقرار کنی یارو خر که نیست ! میفهمه که بار اولت نیست دیگه . اونوقت دیگه از زشت هم زشت تره و طرف فکر میکنه که تو میخواستی خودت رو بندازی بهش . ولی در مورد خواستگار داستان خیلی فرق میکنه . شاید یکی از چیزهایی که من بدم میاد با خواستگار عروسی کنم همین داستانه ولی چون اصولا خواستگارها از طریق فک و فامیل معرفی میشن و در نود و نه درصد مواقع کسی میره خواستگاری سنتی که این حرفا براش مهم باشه دیگه وگرنه آدم بی دوست دختر که تو دنیا نداریم . به نظر من بیشتر اون پسرهایی به عروسی سنتی علاقه دارن که خودشون رفتن عشق و حال رو کردن و حالا میگن بریم یه دختر آفتاب مهتاب ندیده بگیریم . اینطور آدمها که بصورت سنتی بیان خواستگاری که نمیشه راستش رو بهشون بگی ! چون : اولا : عروسی احتمالی بهم میخوره دوماَ : میره به خار مادرش میگه و اونم به رابط خواستگاری میگه و دیگه ... آبرو تو تمام فک فامیل میره و هیچ بنی بشری هم نمیاد خواستگاری . درسته این چیزها بین دختر و پسرها داره جا میفته ولی هنوز تو خانواده ها و مامان باباها جا نیفتاده . تازه اگه یه مامانی هم بدونه دوست نداره که از بقیه این حرف رو بشنوه . من خیلی ها رو دیدم که سنتی ازدواج کردن و با××کره نبودن . رفتن دکتر و مشکلشون با یه هزینه معمولی حل کردن و آبرو خودشون و خونواده شون رو خریدن . این راه حل هم واسه داماد های گیر که عروس رو میبرن دکتر اصلا جواب نمیده . اگه خانواده تون مدل دکتر بردنی هست حواستون به آینده تون باشه !! تو خانواده ما من تاحالا ندیدم که عروس رو ببرن دکتر . زن دایی من که حدود 15-16 سال پیش عروس خانواده مامانم اینا شد ، خودش با عمه اش رفته بود دکتر و یه گواهی گرفته بود و داده بود به خانواده مامانم اینا . مامان اینام هم گفته بودن : این کارها چیه ؟ ما به ایکس جون اطمینان کامل داریم که اومدیم گرفتیمش دیگه ! من تا حالا برام پیش نیومده که ببینم یه پسری بخواد زن بگیره و اولین معیارش بکارت باشه . ( میگم که دامنه ارتباطات آدمها مختلف ه ) خیلی از دوستای من ازدواج کردن با دوست پسرهاشون و پسرها هم میدونستن که اینا قبلاً این رابطه رو تجربه کردن . خیلی دوست دارم بدونم نظر عموم پسرها نسبت به این داستان چیه . به نسبت سن پسرها این موضوع خیلی خیلی فرق میکنه . هرچی سن پسرها کمتر باشه حساسیتشون روی این موضوع بیشتر میشه . البته خب اینکه یه دختر 30 ساله قبلا یه رابطه ای داشته باشه با اینکه یه دختر 18-19 ساله قبلا این تجربه رو داشته باشه فرق میکنه دیگه . اگه سن شروع دوست پسر بازی رو از 20 بگیریم تا 30 سالگی حدود 10 سال وقته . 10 سال خودش یه عمره و هر احتمالی توش میره . یه آماری که من از دخترها به دست آوردم ( تو رو خدا به کسی بی احترامی نشه ها ) دیگه اصلا دختر ( از نظر باکره گی ) نمیبینم . الان من میرم باشگاه و با کلی دختر اونجا دوست شدم . تو محل کارم با بعضی ها خودمونی شدم ( تازه محل کار یه جوری یه که دخترها خودشون رو لو نمیدن و رازهاشون رو نمیگن ) دخترهایی که تو مهمونی ها یا مسافرتها از طریق دوست پسرهاشون میان و شبها میرن بغل دوست پسرهاشون میخوابن و ... اصلا راستش من یه جورهایی تو سن های 25 به بالا دیگه باکره نمیبینم . نه اینکه بگم اصلا نیست ها ولی خب درصدش خیلی کم شده . بهر حال همه اینا عروسی میکنن دیگه . از همین جا نتیجه میگیرم که این موضوع بین پسرها داره یه جورهایی جا میفته . درسته هیچ کدوم از دوست پسرهای من با من عروسی نکردن ولی بیشتر ازدواجها الان دوست دختر پسری یه و من دور و ورم کمتر عروسی سنتی میبینم . البته این موضوع که اگه پسری دختری رو بخواد تحت هر شرایطی میره باهاش ازدواج میکنه به من ثابت شده ولی بازهم دوست دارم از تجربه ها و نظرهای شما ها با خبر شم . بازهم میگم که این پست تجربه و نظر شخصی من با توجه به شرایط و محل زندگی و آدمهای دور و ور منه . فکر کنم ممکنه که نظر ها خیلی مختلف باشه . برای همین میخوایین تو کامنتدونی اسم واقعی یا آدرس وبلاگهاتون رو نذارین .
یه چیزی که برا م سواله اینه که( ببخشیدا ناراحت میشی جوابم و نده.) تو یا هر (دختری )که با دوست پسرات رابطه داری وقتی بخوای ازدواج کنی اگه طرف خواستگار باشه بهش می گی؟ یا اگه با پسری دوست باشی و بخواین ازدواج کنین که می دونه قبل اون با یکی دیگه رابطه داشتی. قبول میکنه؟
من چون خیلی وقت پیش ازدواج کردم هنوز مثل اون زمان فکر میکنم که خوب هیشکی قبول نمی کرد.می خوام بدونم الان پسرا قبول می کنن که زنی که می خوان بگیرن دختر نباشه یا قبلا رابطه داشته؟
| Design By : Pichak |
