زندگی نیروانا

امیدوارم که پست قبل کسی رو ناراحت نکرده باشه . البته فکر کنم بعد از این همه مدت دوست جونها از من به یه شناخت نسبی رسیده باشن که تو فاز کل کل و ناراحت کردن و بی احترامی اصلا نیستم .

هدف من از پست قبل یه جورهایی رسیدن به این مطلب بود که به نظر شما ها الان چند درصد پسرا بکا*رت همسرشون براشون مهم نیست که نتونستم خیلی به جوابم برسم . البته شاید باید پسرها جواب این سوال رو بدن ولی خب هرکدوم ما دور و ورمون دوست و رفیقهایی داریم که عروسی کردن یا نظر شوهر و دوست پسرهامون رو میدونیم . از کامنت ها من بیشتر به این نتیجه رسیدم که اهمیت این موضوع هنوز که هنوز خیلی پر رنگه و برای بیشتریها مهمه .

میدونم که هنوز برای خیلی از دخترها هم این موضوع بی نهایت مهمه و خودشون از اینکه بخوان با کسی قبل از عروسی رابطه داشته باشن بدشون میاد یا حتی فکر میکنن که اگه یه رابطه سطحی هم داشته باشن ممکنه بعدا عذاب وجدان بگیرن . عذاب وجدان که هیچ رقمه من ممکن نیست بگیرم چون من قبلا یه کاری کردم و از کاری هم که کردم هیچ رقمه پشیمون نیستم . اگه نظرم اینه که باید طرفم بدونه که من قبلا با کسی رابطه داشتم علتش اینه که کاری که کردم رو اصلا بد و زشت نمیدونم . حالا شرایط و خانواده و اجتماع کنونی پهنون کاری رو رواج میده بحثش جداست . 

من که یه دخترم این موضوع اصلا برام اهمیتی نداره و اگه یه دختری الان بخواد بیاد و زن داداشه من بشه من هیچ وقت به داداشم نمیگم ببرش دکتر . یا حتی اگه بدونم دختره قبلا کاری کرده امکان نداره به داداشم بگم . یا اگه داداشم نظر منو بخواد من بهش میگم که این موضوع نمیتونه تضمینی برای خوشبختی یا بدبختی باشه .

راستش نظر من کلا اینه که حتما قبل از اینکه با کسی ازدواج کنم باهاش رابطه دوستی و سفر و مهمونی و س* کس داشته باشم . حالا اینکه این موضوع برای من پیش بیاد یا نه رو نمیدونم ولی خب ازدواج ایده آل من باید از این فیلتر ها رد شده باشه حالا ممکنه هیچ وقت اینطوری نشه و من از یه ازدواج سنتی راضی باشم و یا برعکس . بهرحال عشق و علاقه ای که ممکنه در آینده بین دونفر ایجاد شه و  یا از بین بره رو هیچ چیزی نمیتونه تضمین کنه . یه عالمه عشق آتشین به دیوار خورده و نخورده و یه عالمه عروسی سنتی موفق و ناموفق هست و هیچ آمار و تجربه ای تو این زمینه نمیتونه مطلق باشه .

بعضی ها بهم گفته بودن که بیشتر دخترهایی که میشانسن همه ورج**ین هستن ولی راستش این چیزی یه که من کمتر دور و ورم میبنم . نه اینکه منظورم به دوستای نزدیکم باشه ها ... مثلا من هروقت میرم مطب دکتر زنان اونجا با خیلی دخترها حرف میزنم که میفهمم ازدواج نکردن . توی باشگاه میبنم که دخترها به آسونی از رابطه و یا ناراحتی هاشون در این زمینه حرف میزنن . مثلا میرم آرایشگاه و میبینم که مثلا دختر آرایشگره یا مشتری های آرایشگاه به راحتی و بدون شناخت از من با من در این مورد به آسونی حرف میزنن ... 

نمیخوام بگم که این داستان همه گیر شده ولی از اونی که همه فکر میکنن خیلی بیشتره و شاید اگه من با یه دختری در حد مطب دکتر یا آرایشگاه آشنا میشم ، به نظرشون منم مثل خودشون میام که به راحتی با من حرف میزنن و درد دل میکنن .

برای خود من شده که توی مطب دکتر زنان با یه خانمی همسن و سال خودم کنار هم نشسته بودیم و دوست شدیم . از حالت و مدل و رفتار و حرفاش معلوم بود که با من فرق داره ( از نظر طرز تفکر در مورد این موضوع ) منم بهش نگفتم که ازدواج نکردم . الکی گفتم عروسی کردم و سنتی عروسی کردم و زنه میگفت ' دخترها چقدر بد شدن و منم میگفتم : اره بابا ! زمون ما کی این مدلی بود ...

یه موقع ها هم پیش اومده که با دخترهایی که تو همین شرایط های لحظه ای باهم دوست شدیم راستش رو گفتم ...

البته همونطوری که تو پست قبلم گفتم دایره ارتباطات آدمها بسته به علایق و شرایطشون زمین تا آسمون فرق میکنه و شاید برای همینه که من دخترهای این مدلی رو بیشتر از بعضی های دیگه میبینم .

بهر حال بحث و اختلاف نظر تو این موضوع یه چیز کاملا طبیعی یه و اصلا انتهایی نداره ولی من مطمئنم که آخر زرنگی رو راستی یه و شروع کردن یه زندگی با دورغ بهرحال مشکلات و دلشورهای مخصوص خودش رو داره . امیدوارم که من هیچ وقت مجبور نشم زندگی ام رو با همچین دورغی پیش ببرم .

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/٢۱ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ توسط نیروانا نظرات ()


Design By : Pichak